امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تجارب شخصی در نگهداری از گربه ها
#1
سلام دوستان ، اصطلاح گربه رقصاندن را شنیده و گاها به کار میبریم . مثلا میگیم : طرف داره گربه میرقصونه ، هی میبره ،هی میاره ، امروز و فردا راه انداخته و ....... از خودمون میپرسیم چرا گربه ؟ یعنی چی  ؟ گربه این وسط چه نقشی داره ؟
هر یک از ما جوابی داریم . من سال گذشته این اصطلاح و یا ضرب المثل را کاملا درک و لمس کردم
بچه گربه ای را به خانه اوردم و بزرگ کردم . این حیوون نر بود و عقیم نشده . وقتی به هفت ماهگی رسید ، بالغ شد و دردسرهاش یکی یکی نمودار شد . شب بیداری ، نشانه گذاری ، بهانه ، وووو.....
من و همسرم شبها به نوبت کشیک بودیم و در خدمت این اقا پسر دوست داشتنی . از اون جائی که این گربه به علاقه ما واقف بود ، بیشتر خودشو لوس میکرد . تا میگفتی قربون چشای بادومیت ، میگفت : یاالا من بادوم میخوام ، و اگر اطاعت نمیکردیم ، جیغ و فریاد . ما هم از ترسمون که نصف شبی همسایه ها اذیت نشن ، به هر سازش میرقصیدیم . بله دوستان ، این گربه حسابی مارو میرقصوند .
در اون زمان معنای گربه رقصوندن رو بخوبی درک و لمس کردم .
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان