امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ماجرای گربه من.
#1
با سلام و احترام. 
با آرزوی موفقیت برای دوستان عزیز. 
حدود 70 روز قبل یک بچه گربه که تازه بدنیا آمده بود و چشمهایش بسته بود در پارکینگ ساختمان پیدا شد. سرایدار گفت که یک روز هست بر روی زمین افتاده و مادرش نبرده. 
به علت سردی هوا و اینکه روی سنگ بود در حال مردن بود. 
از سرایدار ناراحت شدم که حتی تکه ای پارچه زیر آن نگذاشته بود. 
با خودم به آپارتمان بردم و به سختی نجاتش دادم. اصلا بدنش گرم نمیشد. مداوم در پارچه گرم پیچاندم تا اینکه بهتر شد. 
با یک ظرف قطره چشم پستانک درست کردم و شیرش دادم. 
الحمد للله خوب شد و الان بزرگ شده. 
با توجه به اینکه حنایی رنگ هست، اسمش را  هم حنایی گذاشتیم. 
متاسفانه نمیتونم بیشتر نگهداری کنم. چون آپارتمان نشین هستیم و طبقه سوم، در بالکن نگهداری میکنم. الان نیاز به آزادی و بازی دارد. 
اگر دوستان مایل هستند بفرمایند که نگهداری کنند. 
ساکن تهران هستم. 
شماره موبایل 09123275808
با تشکر
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان